العلامة المجلسي (مترجم :كمره اى)
133
بحار الأنوار (ج54) (آسمان و جهان) (فارسى)
كم شيهه است . ابن محيريز گفته : اصحاب را خوش بود كه در صف نبرد نريان سوار باشند و براى شبيخون و غارت ماديان . و ابن حبان در صحيحش بسندى از ابى كبشه انصارى بنام اصرم بن سعد آورده كه نزد ابن عامر هوزنى رفت و گفت نريانت را بماديان من بينداز كه من از رسول خدا صلى اللَّه عليه و إله شنيدم ميفرمود : هر كه اسبى را بماديان اندازد و نتاجى آورد ثواب هفتاد اسب دارد كه مجاهد بر آنها در راه خدا سوار كرده . و اگر نتاجى نياورد ثواب يك اسب دارد كه بر آن در راه خدا مجاهدى سوار كرده و در منش اسب خودنمائى و كبر و شادمانى و مهرورزى با صاحب خود است ، و از خوى شرافت و ارجمندى او است كه پس مانده ديگرى را نخورد ، و از بلند همتى او است كه مير آخر اسب ، اشقر مروان بىاجازهء او بر آن وارد نميشد و روشش اين بود كه توبره را پيش او ميجنبانيد و اگر حمحمه ميكرد نزد او ميرفت و اگر بىآن نزدش ميرفت به او ميتاخت و اسب ماده پر شهوت است و از اين رو نر از جز جنس و نوع خود را بپذيرد . جاحظ گفته : اندك حيضى دچار ماديان شود و نريان در پايان چهار سالگى بماديان پرد ، و بسا تا نود سال عمر كند و اسب چون آدمى خواب بيند و خويش اينست كه آب تيره نوشد و اگر زلال باشد تيره كند ، و چون بدنبال گرگ دود و سم بر جاى پاى او گذارد پايش بىحس شود و از پوستش دود برآيد . جوهرى گفته : گويند اسب سپرز ندارد و اين كنايه از دليرى او است و تند روى او چنان كه گويند شتر زهره ندارد براى اينكه ترسو است ، و از ابى عبيده و ابى زيد است كه اسب سپرز ندارد و شتر زهره ، و ظليم مغز ندارد و همچنان پرندههاى آبى و ماهيان دريا نه زبان دارند و نه مغز و ماهى شش ندارد و نفس نكشد و هر شش دارى نفس كشد و از پيغمبر صلى اللَّه عليه و إله روايت است كه اگر خوبى باشد در سه چيز است ، زن يا خانه و اسب . و در روايتى شومى در سه است : زن ، خانه و اسب ، و در روايتى شومى در